تبليغاتX
Hesamhdm
 
   
     
 
 
 

1. تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید
۲.پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

۳.توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید.
۴.توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید.
۵.توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید
6. توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید
7. اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود
۸.اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید
۹.تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
10. عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
۱۱.روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
12. اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید برگردونید

۱۳.تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش پس بدید

۱۴.بهش چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

 ۱۵. به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
۱۶.شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
۱۷.زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۸.از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
19. توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روزپیش داشتید تعریف کنید
20. توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید


و اما آخرین روش و بهترین روش :


۲۱.توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید دختره چه حالی می شه)



شوخی بود لطفا جدی نگیرید

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 


1. مدل جنتلمن (از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز و تحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.



2. مدل نازنازی: این مدل کار و زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز مد روز و به باد دادن پولای باباجون هست.



3. مدل اجتماعی: این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!



4. مدل مرد ذلیل: این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن.

(به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).




5. مدل مامانم اینا: این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.




6. مدل ضد پسر: این مدل همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو واسه دوست و آشنا تعریف کنن.




7. مدل خرخون: این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری می بینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن. ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیستن.




8. مدل روشنفکر: این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...




9. مدل سرگردون: خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین. شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!


 
 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

دخترا چند نوع داداش دارن!؟

1.داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیره!و بدون وجدان درد اد(add)  لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن!
2.داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره
3.داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه
4.داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه
5.داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه
6.داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش(!

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 


1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

 

 

2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید

 

 

3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه

 

 

4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو  قایم نمیکنید

 

 

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است

 

 

6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه

 

 

7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید

 

 

8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

 

 

9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد

 

 

10- فقط شما میتونید برید استادیوم

 

 

11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید

 

 

12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید

 

 

13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید

 

 

14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید

 

 

15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید

 

 

16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره

 

 

17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

 

 

18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید

 

 

19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید

 

 

20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

 


 

21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

 

 

22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...

 

 

23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید

 

 

24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید

 

 

25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید

 

 

26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید

 

 

27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید

 

 

28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید

 

 

29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید

 

 

30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه

 

 

31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد)

 

 

32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید

 

 

33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید

 

 

34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه

 

 

35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون

 

 

36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید

 

 

37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید

 

 

38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD  معمولا بالای 16 میلیون میباشد)

 

 

39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره

 

 

40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست

 

 

41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید

 

 

42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند

 

 

43- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید

 

 

44- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد

 

 

45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید

 

 

46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)

 

 

47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار  ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباش

د

 

48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید

 

 

49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)

 

 

50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

آيا ميدانستيد كه يك سوسك حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي كند تا اينكه از گرسنگي بميرد.

آيا ميدانستيد كه يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون بياورد.

آيا ميدانستيد كه حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

آيا ميدانستيد كه به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

آيا ميدانستيد كه اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌ وقت تمام نخواهد شد.

آيا ميدانستيد كه خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.

آيا ميدانستيد كه ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

آيا ميدانستيد كه بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند. كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

آيا ميدانستيد كه كوبيدن سر به ديوار 150 كالري در ساعت مصرف مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

آيا ميدانستيد كه گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يكصد صدا با حنجره خود توليد كنند در حاليكه سگ‌ها كمتر از 10 تا!

آيا ميدانستيد كه تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!!

آيا ميدانستيد كه دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي كه طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.

آيا ميدانستيد كه فيل‌ها تنها حيواناتي هستند كه نمي‌توانند بپرند.

آيا ميدانستيد كه هر بار كه يك تمبر را ميليسيد 10/1 كالري انرژي مصرف مي‌كنيد.

آيا ميدانستيد كه فوريه 1865 تنها زماني بود كه ماه كامل نشد.

آيا ميدانستيد كه كوتاهترين جمله كامل در زبان انگليسي I am است.

آيا ميدانستيد كه اگر عروسك باربي را زنده تصور كنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يك انسان نرمال.

آيا ميدانستيد كه تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.

آيا ميدانستيد كه اگر يك ماهي قرمز را در يك اتاق تاريك قرار دهيد، كم كم رنگش سفيد مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم كردن يك فنجان قهوه را توليد كرده‌ايد.

آيا ميدانستيد كه در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌كندند حتي ابروها و مژه‌ها.

آيا ميدانستيد كه كوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد كه 38 دقيقه طول كشيد.

آيا ميدانستيد كه در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.

آيا ميدانستيد كه هيچوقت نميتواني با چشمان باز عطسه كني.

آيا ميدانستيد كه تعداد انسان‌هايي كه به وسيله خر كشته مي‌شوند، از انسان‌هايي كه در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.

آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند.

آيا ميدانستيد كه هر تكه كاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا كرد.

آيا ميدانستيد كه در هرم خئوپوس در مصر كه 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به كار رفته كه مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.

آيا ميدانستيد كه اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يك خط بگذاريم، تقريبا 97000 كيلومتر مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه آمريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.

آيا ميدانستيد كه عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌كه خارج قسمت كسري داشته باشد.

آيا ميدانستيد كه 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌كنند، در زير خاك مدفون شده‌اند.

آيا ميدانستيد كه تنها حيواني كه نمي‌تواند شنا كند، شتر است.

آيا ميدانستيد كه شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است كه بسيار كند حركت مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الكترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌كند و تصويري را كه شما تماشا مي‌كنيد، بوجود مي‌آورد.

آيا ميدانستيد كه شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يك به 64 ميليارد است.

آيا ميدانستيد كه يك ليتر سركه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.

آيا ميدانستيد كه قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر كوتاه مي‌شود.

آيا ميدانستيد كه فقط با از دست دادن يك درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌كنيم!

آيا ميدانستيد كه دهان انسان روزانه يك ليتر بزاق توليد مي‌كند.

آيا ميدانستيد كه چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشكي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 كيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. ركوردي كه حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشكنند.

آيا ميدانستيد كه كرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند.

آيا ميدانستيد كه تنها قسمت بدن كه خون ندارد، قرينه چشم است.

آيا ميدانستيد كه شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد.
 

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

نوروز یکی از قدیمی ترین اعیاد و جشن های آریایی و یادگار چند هزار سالۀ کشور باستانی ما میباشد. این چشن بزرگ ملی زمانی در سرزمین آریانا بر گزار گردید که بیداری و تجدد حیات در طبیعت آغاز گردید. تجدد حیات و بیداری هنگامی آغاز گردید که سردی زمستان پایان یافت ودر دامان کوهساران لاله و ریحان روئید.

آورده اند که «نوروز» یادگار کیومرث میباشد. به گفته این راویان کیومرث نخستین انسان و نخستین شهریار روی زمین بود. آن روز که کیومرث (بابای نخستین انسانها) آفرینش یافت آنروز را نوروز نامیدند. برخی دیگر پیدایش نوروز را به جمشید نسبت داده می گویند: پس از آنکه جمشید دست بیداد گران را از بیدادگری کوتاه کرد و آیین زند گی را به مردم آموخت بر تختی گوهر نشان نشست و دیوان او را از «هامون به گردون» بردند. مردم بشکرانه این پیروزی جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند. (1)

ابوریحان بیرونی پیدایش نوروز را از قول حشویون «گروه از دانشمندان که قضایا را به دلایل ظاهری تجزیه و تحلیل می کردند» به سلیمان بن داود نسبت میدهد. بیرونی نقل میکند که:... برخی از حشویون می گویند که چون سلیمان بن داود انگشتر خود را گم کرد، سلطنت از دست او برفت. ولی پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را یافت و پادشاهی و فرماندهی از دست رفته دوباره بدو باز گشت و مردم گفتند که «نوروز آمد».(2)

از آن پس همه ساله مردم روز اول سال را جشن گرفتند و شادی کردند. براساس این داستان عده معتقد شدند که آن کسی که دست بیدادگران را از بیدادگری کوتاه کرد و جهان را آباد نمود سلیمان بن داود بود که پس از سرنگون ساختن بنیاد ظلم و پاک سازی قلمرو خود از وجود بد کاران بر تختی گوهر نشان نشست و به کمک «دیوان» از «هامون به گردون» پرواز کرد. کلمه تخت روان درین داستان و انتقال آن بوسیله «دیوان» خود دال بر پیدایش نوروز در دوره پادشاهی سلیمان بن داود است. روایات دیگری نیز در منابع معتبر آمده است که درین روز کشتی نوح بر کوه جودی به زمین نشست. خلقت عالم در همین روز انجام پذیرفته است. حضرت ابراهیم (ع) در همین روز علیه بتان قیام نموده است. پیغمبر اسلام (ص) در همین روز به پیغمبری مبعوث گردیده است.(4)

گویند میله های شان داری در زمان زردشت در ام البلاد بلخ با صرف شربت «سوما» برگزار میگردید. غالبا همین شربت هفت میوه نوروزی فعلی ادامه همان شربت سومای آریایی باشد که تا اکنون در افغانستان رواج دارد. کوشانیان بزرگ، یفتلی ها و کابل شاهان در بهاران جشن نوروز را باشکوه و جلال برپا میکردند. کنشکای کبیر در بهار توسط تخت روان از تکسیلا به بگرام کوچ میکرد و تا ختم تابستان در بگرام و کابل باقی می ماند. میله های نوروزی در دوره سامانیان در بلخ و بخارا و در دوره غزنویان در غزنی و بست و در دوره تیموریان در شهر با عظمت هرات به عالیترین شوکت و جلال برپا شده شربت های هفت میوه نوروزی با گوشت لاندی نوروزی صرف میشد.

هرچند مرور زمان و مدنیتهای پی درپی یونانی، بودایی و اسلام تاثیر های گوناگون بالای مدنیت و فرهنگ قدیمه ما وارد کرد ولی هرگز نتوانست عنعنه های مختلف باستانی و قدیمی ما را نابود سازد. برخلاف مدنیت های بیرونی دایما در فرهنگ اصیل و عمیقأ ریشه دار ما هضم میگردید و فرهنگ بیگانه را در غنامند سازی و پربارسازی ریشه های فرهنگ و تمدن کهن سال مان بکار میگرفت. از همین جا است که فرهنگهای یونان و باختری و یونان و بودایی و اسلام نه تنها بر فرهنگ قدیمی ما صدمه زده نتوانست بلکه بر غنامندی و طنطنه آن افزود که جشن ها و میله های شکوهمند دوره های بعدی دال بر ادعای ما میباشد.

طوریکه ملاحظه میشود در هر جشنواره نوروزی دوره های بعدی روح اصلی و گرمجوشیهای پیشینه در محتوای آن وجود داشته ادای شکرانه و فراه رسیدن موسوم سرسبزی و بهاران را با خود حفظ داشته است. گویا آمد و رفت قرنها و دودمانها حاکمیتهای اصلی و بیگانه در ماهیت و کیفیت آن خللی وارد نکرده است. مراسم باشکوه جشن نوروز در همه ادوار تاریخ وجود داشته و در هر زمان از چند هفته پیش مردم ما در فکر تهیه و تدارک نوروز می شدند. این عنعنه تا امروز دوام داشته و با همان کیفیت خود باقی است.

میله نوروز در دوره های فرهنگ غنی و پربار اسلامی افغانستان شکوه و جلال بیشتر یافته و شعرای درباری و تاریخ نویسان ادوار مختلف ازین میله بزرگ ملی به نیکویی یاد کرده اند. خاطره های جشن های امرای سامانی، غزنوی و تیموری این میله باستانی را خوبتر از آن تمثیل کرده اند که شاید اتفاق افتاده باشد.

ازماند گار های این میله باستانی که از نسلی حفظ گردیده و به ما رسیده است اینست که گذشته گان ما باین روز خوشی عنعنوی ارج بسیار گذاشته و در آن روز لباس نو تهیه مینمودند، خانه تکانی میکردند، ظروف سیاه شده، جامه ها و لباسها را می شستند. فرشها را می تکاندند. دروازه ها، کلکین ها را پاک می کردند. گردگیری اتاقها و خانه های منزل را می نمودند تا در شب عید نوروز همه اتاقها پاک و مصفا باشد. اکثر خانواده ها گندم در گلدانها می رویانیدند و در شب جشن نوروز گلدانها را بالای دسترخوان می آوردندتا در شب جشن نوروز خانه با سبزه آراسته باشد. بسیاری فامیلها چند روز پیش از جشن نوروز سمنک می پختند. روز پیش از شب جشن نوروز به حمام می رفتند، سرو روی خود را می شستند و به دست و پای خود خینه می کردند. در آن روز به مسجد می رفتند دعا میخواندند، روی یکدیگر را می بوسیدند. سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند، بیکدیگر هدیه میدادند. گروهی در خانه نزد زن و فرزند خود می ماندند. اینها عقیده داشتند که انسان در موقع تحویل سال نباید از خانه و خویشاوندان خود دور باشد.

پیشینیان ما چند لحظه قبل از تحویل سال نو لباسهای نو خود را می پوشیدند، مشک و عنبر و خوشبویی در خانه می پاشیدند. چراغها یا شمع می افروختند. آنگاه دستر خوان سفید را در وسط اتاق هموار کرده هفت سین را بالای آن می گذاتشتند. سپس دو عدد گل لاله یا دو چراغ و یا دو شمع روشن کرده در وسط آن می گذاشتند. بین دولاله یک جلد کلام الله شریف و یک آیینه قرار می دادند. پیش روی آیینه چند دانه گندم می پاشیدند. یک ظرف عسل در یک گوشه دسترخوان و یک قرص نان خشک در گوشه دیگر دسترخوان و پتنوس هفت سین را در وسط دسترخوان میگذاشتند. در پتنوس هفت سین که متشکل از هفت چیز که نام آنها با سین شروع شده باشد می گذاشتند. باین شرح: سمنک، سرکه، سیر، سنجد، سمارق، سیب و سکه. علاوه برآن سبزه ایرا که از یکی دو هفته پیش در یک ظرف رویانیده بودند درکنار آن قرار میدادند. یک کاسه پرآب که روی آن چند ساقه سبزو نارنج میگذاشتند در گوشه دیگر دسترخوان می گذاردند. شیرینی و خوراکه های دیگر نیز بالای دسترخوان در بشقابهای جداگانه می گذارند خمره ماست و سبزی چلو و ماهی را بالای دستوخوان گذاشته تمام اتاقهای خانه را روشن می نمودند بعد دهن تمام بوجی ها و خلته های آذقه و خوراکیها را باز کرده منتظر می نشینند تا سال نو تحویل یابد.

پیشینان ما عقیده داشتند که آب بالای دسترخوان علامت روشنایی و سبزه علامت خرمی و شمع و چراغ علامت طول عمر است. ماهی را علامت رزق حلال بالای دسترخوان می گذاشتند و عقیده داشتند که با بودن ماهی در دسترخوان تمام سال رزق و روزی حلال نصیب شان بشود. عسل برای شیرین کامی و تندرستی است. سکه برای جلب منفعت و برکت میباشد. عده ای برین عقیده بودند که اگر چند لحظه قبل از تحویل سال یک گیلاس شوربای چوچه مرغ خورده شود پوست بدن در تمام سال لطیف و درخشان می ماند و اگر شیر خورده شود پوست بدن سفید و نرم خواهد ماند. علاوه برآن اگر کسی مزاج گرم داشته باشد شوربای چوچه مرغ بخارات جگر او را دفع و گرمی مزاجش را رفع میکند علاوه از سایر خوردنی ها و ماندنیهای روی دسترخوان هرخانواده کوشش مینمود تا در شب سال نو سبزی چلو، ماهی و مرغ بالای دسترخوان وجود داشته باشد. یک کوزه نو استعمال ناشده نیز مملو از آب و یک نارنج در دهن آن بالای دسترخوان می گذاردند. تا سال نو نمیشد از آب کوزه نمی خورند.

وقتی لحظه تحویل سال نو فرا می رسید اعضای خانواده دور دسترخوان می نشینند و هریک، یک سکه یا چند برنج یا یک لقمه غذا در دست خود می گرفتند. کله، جگر، سنگدان، دل و گردن مرغ را رئیس خانواده میخورد تا ثروتمند شوند. عده ای دعا می خواندند و برای دفع آفات و بلیات انگشتری را که دارای نگین فیروزه یا عقیق بود به انگشت می کردند. عده ای عسل به دهان می کردند تا در طی سال اعتدال مزاج پیدا کرده اخلاق خوش و شیرین داشته باشند. عده ای را عقیده بر آن بود که اگر در موقع تحویل سال سنجد بخودند تا آخر سال گزنده اوشانرا نمی گزد و اگر سیر بخورند اوشانرا رطوبت و سردی و گرمی نخواهد رسید. سمنک را منحیث نذر می خوردند تا از آسیب و بیماریها محفوظ مانند. آب می نوشیدند و سپس در آیینه نگاه می کردند تا قلب و چشم شان همیشه روشن باشد.

علاوه برآن معتقد بودند که سال نو و کهنه موجوداتی مریی اند. سال کهنه در آخرین لحظات که خانه را ترک میگوید به همه اتاقهای خانه سرمی زند. اگر ببیند که دروازه ها و دیوارها، فرش و اثاثیه خانه پاکیزه است و اهل خانه همه حمام رفته و سر و بدن خود را شسته اند خوشحال میشود و اهل خانه را دعا میکند که او را نزد همکارش سال نو روسرخ کرده اند. و اگر خانه کثیف و ناشسته باشد به آنها نفرین می گوید. در موقع تحویل سال خانه جاروب کرده نمیشود. زیرا گفته میشود که اگر در لحظات تحویل سال جاروب شود در خانه مورچه زیاد میشود. در روستا ها، قصبات رسم برآن بود که دوسه روز قبل از سال نو مقداری نان پخته می نمودند، زیرا عقیده داشتند که در موقع تحویل سال دسترخوان پر از نان باشد. باین صورت تا آخر سال دسترخوان برکتی و پر نان می ماند. درروز اول سال یکی به خانه دیگری می رفتند، سرو روی یکدیگر را می بوسند، سال نو را بیکدیگر مبارک باد می گفتند. همدیگر را در آغوش می گرفتند و کدورتها را برطرف می نمودند. درین روز بزرگ کلان محل در خانه خود می ماند تا همه به دیدن او بروند و نوروز را باوتبریک گویند. همه بجان او دعا کنند و او به جان دیگران دعا کند و توفیق و نیکبختی و سلامت همه را آرزو نماید.

بر رسم نیاکان و پیشینیان، جشن نوروز همه ساله در کشور ما تجلیل و بر گزار میشده است. درین روز فرخنده و تاریخی با انکه اکثر عنعنات و رواجهای آن جامه بدل کرده رنگهای دیگری بخود گرفته است ولی روح جشن واره و مفهوم کلی آن بجا بود و مراسم آن در خانه ها و بیرون خانه بجا آورده میشد. باین شیوه که قبل از فراه رسیدن سال نو فامیلها و خانواده ها مانند سالهای پارینه آماده گی برای تهیه لباس نو می گیرند. اگر توان خریداری لباس نو را نداشته باشند، لباسهای خود را شسته و آماده می گذارند تا در نوروز بپوشند. در گلدانهای کوچک سبزه می رویانند. بجای هفت سین، هفت میوه تر می نمایند. هفت میوه عبارت است از: کشکش، سنجد، نخود، اشتق، پسته، بادام و خسته میباشد.

کشیدن سرمه، استعمال انواع خوشبویی ها، شستوشوی لباسها و مصفا کردن خانه و لوازم خانه رکن اساسی این جشن ملی کهن سال را تشکیل میدهد. اکثر فامیلها فرنیچر و لوازم جدید خانه را درین روز استعمال می نمایند. رنگ کردن، جنگ دادن و برد و باخت تخم مرغ از مراسم تازه است که با عنعنات قدیم مزج گردیده است. هرچند تجلیل نوروز در روستا ها و دهات با شهر ها اندکی فرق دارد ولی بصورت عموم یکسان میباشد. در شهر ها براساس تقویم هجری شمسی اول حمل با مراسم با شکوه رسمی بنام جشن نوروز و دهقان در دامنه های سر سبز شهر ها تجلیل میشود. دهقانان انواع مختلف وسایل دهقانی و مواشی سره و قابل نمایش خود ها را اراسته ساخته با تخمانه های پر حاصل و با برکت نمایش میدهند. خانواده ها و فامیلها مانند پار در شب نوروز سبزی چلو، کباب مرغ، ماهی جلیبی، تخم و انواع دیگر خوراکیها را تهیه می نمایند. فامیلها کوشش می نمایند درین شب بخانه های خود همرای اعضای فامیل خود باشند. نان شب با دعای سال با برکت و پرمیمنت و تناول کردن غذا های متنوع و شادیها به پایان برده می شود. در صبحگاه روز نوروز باز دسترخوان هموار میشود و بالای دسترخوان هفت میوه و گلدان سبزه با سمنک در یک ظرف کلان یا پتنوس کلان در مابین دسترخوان گذاشته میشود.و سایر شیرینیها و خوراکه های نهاری در اطراف سینی هفت میوه، سبزه و سمنک، با سلیقه خاص گذاشته میشود. تخم مرغ، ماهی، و جلیبی به رنگهای مختلف دسترخوان را زینت میدهد. رئیس فامیل با قراات دعا مراسم را افتتاح می کند و همه سال نو را خوب، خوش، آرام و پربرکت تمنا می نمایند سپس به تقسیم هفت میوه آغاز میکنند و به هریک از اعضای فامیل گیلاسهای پر هفت میوه میدهند. خوردن غذا آغاز میشود. هرچند در روستا ها و دهات سال نو زیر نامهای «قلبه کشی» سانو و نوروز تجلیل می گردد ولی مراسم عنعنات و رواجهای آن با جشن نوروز یکی بوده با اندک تفاوت همه ساله برگزار می گردد. روستائیان مقید به اول حمل نبوده مطابق به تقویم قمری با رویت هلال چند هفته پیش سال نو را آغاز می نمایند.

در روستا ها جشن عنعنه یی سال نوروز, روزواحد نداشته در همان یکی دو هفته اول سال هر روزیکه موافق به شرایط همه مردم قریه باشد، گرفته میشود. معمولا روزیکه از طرف کلان قریه و ده تعیین میشود روز های دوشنبه و پنجشنبه و یا جمعه میباشد.

مراسم سال نو در قریه ها و دهات نسبت به شهر ها گروهی ترو اجتماعی تر میباشد. درین روز در خانه های قریه نان فراوان پخته میشود. غذای لذیذ از خوراکهای دارای دانه های بی شمار پخته میشود. خانواده ها برای اطفال قریه «داسک» پخته می نمایند. داسک برای بچه ها و «دستوانه» برای دختر ها. داسک شکل (داس دروگری) و (دستوانه) شکل دستبند را دارد که از خمیر در تندور پخته میشود. بچه ها و دختر های قریه درین روز بخانه های اهل قریه می روند و خانواده ها برای اطفال داسک و دستوانه میدنهد. جوانان قریه با بازیهای سنگ اندازی، غرسی بازی، بیل بازی و دخترها با آلوچک روی، این روز فرخنده را جشن میگیرند. در عصر همین روزعموم خانواده های قریه یک دسترخوان نان با یک غوری غذای پخته دریک محل عمومی قریه که جای تعیین شده برای جشن ها و مراسم عمومی قریه میباشد می روند. درین محل فرش مروج قریه هموار شده کلان سالان قریه و روحانیون در راس محفل قرار می گیرند. جوانان نان را آماده کرده بالای دسترخوان می گذارند. چند آیت از کلام الله مجید خوانده میشود و کلان محفل با قراات دعائیه برای همه دعا می کند و سال نو را به همه پربرکت و آرام استدعا می نمایند. بعد از صرف غذا همه بخانه های خود می روند و به محافل خانواده گی و فامیلی مشغول می شوند. درین شب، جوانان نامزد دار با دسترخوان نان پخته و هدیه نوروزی بخانه های عروس ها می روند و عروسها برای گذشتاندن این شب با پدر و مادر بخانه های پدر و مادر خود می روند. فردای آن روز دهقانان بکار کشت و زراعت و قلبه کردن زمینها و بیل زدن کردهای ترکاری و غیره مشغول میشوند.

پاورقها:

1. ابوالقاسم فردوسی. شاهنامه فردوسی. تهران بروخیم. جلد اول، ص. 15، 26، 27

2. ابوریحان البیرونی. آثارالباقیه. ترجمه علی اکبر دانا سرشت. تهران، 1331. ص. 240، 241.

3. ارشادالعلوم. تبریز، چاپ سنگی، 1271 ه ق. جلد 3 ص. 118.

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

 

در سایت های زیادی (چه انگلیسی گه فارسی) برای “نوروز” تعریف آمده است. تعاریف زیادی که بسیاری از آنها به حقیقت نوروز اشاره نمی‌کند. از جمله ی آنها:

     نوروز روزی است که دقیقا مطابق آغاز زمان اعتدال بهاری است، پیش و پس از این روز آداب گوناگونی وجود دارد.

جمله فوق برداشته از مقاله ای در ویکیپدیا است، حال به تعریفی دیگر اشاره می‌کنیم که در جایی دیگر از این سایت برداشته شده است:

     نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است.

در ادامه جمله ای از سایتی دیگر مورد نظر است:

     نوروز روز پایان آفرینش های خداوند است، تا این روز آفرینش خدا ادامه داشته و همه چیز هستی شده است؛ از این رو ایرانیان آنرا چشن می‌گیرند.

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

والنتاین (25 بهمن) یا سپندار مذگان (29 بهمن)

 

 

همانطور که اکثر ما می دانیم٬ ۱۴ فوریه "روز والنتاین" است. روزی که معروف به "روز عشق" می باشد و در این روز هر کس برای عشق خود هدیه تهیه کرده و به این ترتیب این روز را پاس می دارند. در سده سوم میلادی که برابر با آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است، برای نمونه سربازی خوب خواهد جنگید که زن نگرفته باشد. از این رو زناشویی را برای سربازان امپراتوری روم بازداشته می کند.کلودیوس به اندازه ای سنگدل وفرمانش به اندازه ای بی چون و چرا بود که هیچ کس یارای یاری به زناشویی سربازان را نداشت.ولی کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،پنهانی عقد سربازان رومی را با دختران دلخواهشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این رخداد آگاه می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان دلداده دختر زندانبان می شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد دلدادگان، با دلی عاشق به دار آویخته می شود...بنابراین او را به نام فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نمادی می شود برای عشق!"

 

اما٬ کمتر کسی است که بداند در ایران باستان نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد٬ بلکه از ۲۰ قرن پیش از میلاد روزی مرسوم به روز"عشق" بوده است!

جالب است که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن یعنی تنها سه روز پس از ولنتاین فرنگی ها!

این روز "سپندار مذگان" یا "اسپندار مذگان" نام داشته است!

فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" نیز به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند هر یک از روزهای ماه نیز اسم داشتند.مثلا:روز اول را روز "اهورا مزدا" روز دوم را روز "بهمن"(سلامت واندیشه)که از نخستین صفات خداوند است.روز سوم روز..........و روز پنجم "سپندار مذ "بوده است.سپندار مذ لقب ملی "زمین" است. یعنی گستراننده،مقدس،فروتن،زمین نماد عشق است چون با فروتنی،تواضع و گذشت به مه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان ر مهر خود امان می دهد.به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

 

در هر ماه يك بار نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر "مهرگان" لقب می گرفت.همین طور روز پنجم ماه روز اسپندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسپندار مذ نام داشت جشنی با همین عنوان می گرفتند.

 

در روز جشن سپندارمذگان٬ زنان به مردان خود محبت هدیه می کردند و مردان نیز در این روز زنان و دختران را بر تخت پادشاهی نشانده به آنها هدیه می دادند و از آن ها اطاعت می کردند. ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است. به مناسبتهای گوناگون جشن بر پا می کردند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند.

 

این جشن ها نشان دهنده فرهنگ،نحوه زندگی،خلق و خوی،فلسفه حیات و کلا جهان بینی در ایرانیان است. از آن جایی که ما با فرهنگ باستانی خود بیگانه ایم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.

 

اسفندگان از جمله جشن هاي ماهيانه اي است كه با صد افسوس، از گذشته ي برپايي آن آگاهي چنداني نداريم. اما بنا بر گفته ابوريحان بيروني در ايران قديم جشني با نام مزدگيران يا مردگيران در بين مردم رواج داشته است. از ويژگيهاي اين جشن كه زمان برگزاري آن ۵ روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش، و فرمانبرداري كامل مردان از زنان بوده است. در اين چند روز به پاس تلاش يكساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليت هاي يك زن را تجربه مي كردند و در عين حال دادن هديه در اين روز به زن خانه از آداب و رسوم جشن بوده است. به هر حال آنچه كه مي دانيم ويژگي اين جشن است كه به نام سپنته آرمئيتي يا فروزه از خود گذشتگي و فروتني و مهر بي پايان ، مزين است. سپنته آرمئيتي (سپندارمذ) يا اسفند امروزي ، نام چهارمين امشاسپند و نام پنجمين روز هر ماه است كه در جهان مادي نگهبان زمين مي باشد. سپنته آرمئيتي ، فروزه اي است با ويژگيهاي زنانه و مادرانه يعني مهر و عشق بي پايان و تواضع و فروتني كه به راستي زمين نمادي نيكو بر آن است.

 

بنابر سالنامه زرتشتي ، روز اسفند از ماه اسفند يعني پنجمين روز از اين ماه و بنابر تقويم امروزي، 29 بهمن ماه روز سپاسداري از جايگاه زنان و مادران است.

 

حال انتخاب با خود ماست.ا گر می خواهیم به گذشته پرافتخار ایران با غرور بنگریم٬ امروز باید یاد سنن پاک و نیکوی ایرانی و پارسی خود را زنده کنیم. بی شک نکوداشت جشن های باستانی پارسیان٬ یکی از این کارهاست. ۲۹ بهمن روز "سپندار مذگان" مبارک باد

در ضمن ۲۹ بهمن روز تولد خودمه

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

- يك زن چيزي جز شوهرش نمي خواهد ولي وقتي كه به او رسيد همه چيز ميخواهد.

- زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند. فئودور داستايوسكي

- زنها مثل ماهي هستند.بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است. ولتر

- زن اگر موافق باشد رحمت الهي است والا بلاي آسماني. روشني

- اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند و زنان گذشته را بخاطر مي آورند.

- زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است. گرابه

- زنهايي كه سر پيري مقدس و مؤمن ميشوند چيزي را به خدا تقديم مي كنند كه از بخشيدن آن به شيطان شرم دارند.

- زبان زن به منزله شمشير اوست.هميشه آن را بكار ميبرند تا زنگ نزند

- چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد. ميگوئل بوفلر

- شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش ميبرند. توماس دوار

- زنها پنجاه برابر بيشتر به ازدواج اهميت ميدهند تا به منصب وزارت.

- زن گردنبند است.دقت كن چه چيزي را به گردن ميآويزي. امام جعفر صاذق

- مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان. رومن رولان

- دو چيز را دوست دارم و نميخواهم آني از آن منفك شوم.زن و عطر را. حضرت محمد (ص)

- زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفتهاي. رو شفوكو

- من زني را كه از خانه براي شكايت از شوهرش بيرون ميآيد دشمن دارم حضرت محمد (ص)

- آسياب و ساعت و زن هميشه نيازمند تعمير هستند. پروربس

- نه گفتن زن به معني پاسخ منفي نيست. اس - پي - سيدني

- زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان مي كنند.اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل مي كنند. ريچارد استل

- به قول قديمي ها : زن بلاست ولي هيچ خونه اي بي بلا نباشه

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

مدل های بله گفتن خانمها سر سفره عقد:

 

تاحالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردین؟ بسته به گرایش یا علاقه هر کسی یه جور بله میگه . مثلا:

عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله

عروس لوس: بع..........له...

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله !(

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... آ یس

عروس خجالتی: اوهوم

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره....

 

عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند،... آری

 

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم

 

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم.....

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
 

زنده ياد دکتر شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است :

1.  آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

2.  آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است.

3.   آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4.  آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

 

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
   

پرفسور حسابي در آخرين لحظات

پروفسور سيد محمود حسابي فرزند سيد عباس حسابي «معزالسلطنه» در سال 1281 هجري شمسي از پدر و مادري تفرشي در تهران متولد شد. پس از چهار سال، به همراه خانواده (پدر، مادر‌ و برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن، در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز، و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود، خانم گوهرشاد حسابي، تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت.

 

استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشات قائم مقام نيز اشراف كامل داشت.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط حسام ادامه مطلب ... | 
 
 
  Alone


From childfood's hour I have not been

As other were; I have not seen

As other saw; I could not bring

My passions from a common spring.

From the same source I have not taken

My sorrow; I could not awaken

My heart to joy at the same tone;

And all I loved, I loved alone.

Then- in my childhood, in the down

Of a most stormy life- was drawn

From every depth of good and ill

The mystery which binds me still:

From the torrent, or the fountain,

From the red cliff of the mountain,

From the sun that round me rolled

In its autumn tint of gold,

From the lightning in the sky

As it passed me flying by,

From the thunder and the storm,

And the cloud that took the from

(When the rest of Heaven was blue)

Of a demon in my view.
 
 
   |    نوشته شده توسط حسام
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور